تبليغاتX
عصاره فشار و سکوت

2008/8/10

خداحافظ بلاگفا خداحافظ انحصار

بالاخره بعد از مدتها به کمک بچه های وردپرس فارسی تونستم از دست این محیط خشک و بی روح و استبدادی بلاگفا فرار کنم و در دنیای آزاد وردپرس نفس بکشم .
هرچند به وضوح پیداست که دست مسولان بلاگفا با سیستم فیلترینگ تو یه کاسه هست چون من اخیرا یه وبلاگمو که خیلی دوست داشتم از دست دادم بلاگفا اون رو مسدود کرد.
به همتون توصیه می کنم که ازین سیستم خارج بشین تا امکانات سیستمهای متن باز رو مشاهده کنین.
این لینک نسخه دوم آزمایشی برون ریزی بلاگفا !

این هم لینک وبلاگ جدید من در وردپرس فارسی!


بابای تا همیشه ....
نوشته شده توسط بابک در 23:21 |  لینک ثابت   • 

2008/8/2

روابط جنسی (از عشق تا لذت)

مفکن گره به زلفت بهلشت که باز باشد
سر زلف عنبرین به که چنین دراز باشد
رخ نازنین مپوشان همه زیر زلف مشکین
بگذار روز و شب را ز هم امتیاز باشد

شاید فقط برای چند دقیقه کوتاه آن موهای خیلی مشکی به نظرم زیباتر می رسید خصوصا وقتی مدام چهره ام را نوازش میداد و مدام زیباتر میشد و مدام هیجانی تر...بعضی وقتها نفس نفسم تندتر از وقتهایی میشد که میدویدم خیلی تندتر و محکم تر انگار آخر توانم رسیده انگار آخر دنیا رسیده ،اگر نرسیده چرا همه چیز رو به سیاهی می رود چرا احساس میکنم دارم ول می شوم ؟ درست حس میکنم از سر قله با سرعت سقوط میکنم آنهم با چه سرعتی چند ثانیه ای می شود که چیزی نمی بینم و صدایی نمی شونم شاید به زمین رسیده ام و خبر ندارم اما نه لذت پرتابه بودن را حس میکنم...دیگر چیزی حس نمیکنم مگر خستگی و بی حالی راه مگر همان موهای مشکی ای که چشمانم را به خاطرش بسته بودم...

چندی پیش ساعتها با خودم کلنجار رفتم تا شاید به نحوی بتوانم برای اولین بار به این مفر قدیمی گریزی بزنم و در مورد ناشناخته ترین اما واجب ترین احساسات خودم(و تو) هرچه میدانم بنگارم.اما مغز تو اما دنیای استبدادی مغز تو اصلا منی را که اینطور بگوید و اینطور بنالد را دوست ندارد چی برسد به اینکه تو خودت را آنقدر سبک کنی که به آموزه های جنسی من گوش فرادهی!!
به یکی از بهترین دوستهایم گفتم اگر من را در لباس مرشد جنسی ببینی چه فکر خواهی کرد؟پاسخ ، من را آنچنان متحول کرد که تمام آن فکرهای بالا و دودلی های آزاردهنده را فراموش کردم و امشب مصمم شدم بنویسم.او پاسخ داد چرا این سوال را از من میکنی ؟
اگر به دختری فحش بالا و پایین بدهی آنقدر ناراحت نمیشود تا اینکه به او بگویی می خواهم دقایقی در مورد مسائل جنسی تبادل نظر کنیم می خواهم دقایقی هرچند ناچیز به تو بگویم هیچ نمی دانی عزیزم هیچ که هیچ از هیچ هم کمتر میدانی دوستم !بنده خدا با خودش چه فکرها کرده گفته شاید من شکلم گول زننده است که او فکر کرده من اهل خلافم...خلاف خلافی به سنگینی چرخ گردان هستی !

کاش میشد همه فکر کنند من پیغمبری از دنیای غیب هستم که هیچ نمی فهمد و فقط پیام می آورد و می برد تا من اینگونه میتوانستم بگویم آهای دوستانم یا شاید آهای دوست های غیر پسرم با ابزار جنسی خودتان آشنا شوید.
وقتی اندکی در این اینترنت نامرد میگردم آمار طلاق های ازواج ایرانی به سبب مشکلات جنسی بدجوری مرا آزار می دهد ولی از آن بدتر آمار خیانت هاییست که هیچ کجا عددی از آن ثبت نشده اما ریشه در همین بیگانگی جنسی نسل من دارد.نسلی که مسائل جنسی مضحکه جمع های تک جنسی و در طرف دیگر تابوی لاینحل گروه های مختلط آن است.سوداگران این روابط افراد سست عنصر و بی دانشی هستند که در فضای مه آلود شهوت دامن خود را از دست داده اند و قدم در وادی نافرجمی گذاشته اند که متاسفانه کاری برایشان نمی توانیم بکنیم !
به قول انگلیسی ها :
Not to know is bad , Not to wish to know is worse
ما میدانیم که هیچ نمیدانیم اما می ترسیم که شاید دانستن آغاز راه فنا شدن است.شاید آن در باغ سبز رو به بیراهه از همین دانسته های کوچک و اما زیبا باز می شود.غافل از آنکه حلقه گمشده زنجیر روابط عاطفی ما و از آن مهمتر عامل پنهان سردی رابطه زناشویی ما همین لذت های ناشناخته جنسیست !
شاید هیچ وقت باورمان نشود این چیزی که از آن به عشق تعبیر می‌شود میتواند در این رابطه به کمال برسد شاید هیچکس به ما نگفته که تمام هستی رابطه جنسی تعاملات روانی دو زوج در آن لحظه عاشق است.شاید حتی از دور تجلی عشق را در این رابطه ندیده باشید چه برسد به اینکه آن را حس کنید.

پ.ن: این یک متن تشویقی نبود بلکه متن تنبیهی بود !
پ.ن۲: شاید به زودی آموزش هایی بنویسم که از شان بلاگ خارج باشد !
پ.ن۳: قلبم به اندازه یک دریا از آن دوست مذکور در متن دور شد !
پ.ن۴: حس میکنم قلب آن دوست هم مقادیر زیادی نسبت به من ناامید شد !
پ.ن۵: شهر خدا در راه است نمی دانم قبل از شمال یا بعد از آن !
نوشته شده توسط بابک در 0:1 |  لینک ثابت   •