تبليغاتX
عصاره فشار و سکوت - تضاد ، انفعال ، ترجیح

2008/5/16

تضاد ، انفعال ، ترجیح

موهبت های نظام آموزشی فعلی


همه ما فرزندان یک سیستم منسجم آموزشی هستیم که ما را بسان کودکانی ابتدایی از مادرانمان دریافت کرد و سپس با راهنمایی کردن ما به مرور ما را به مرحله دبیرستان رساند.امروز که با هم مینویسیم و می خوانیم دیگر با آن نظام سابق سر و کار نداریم بلکه سیستمی جدید با ظرفیت های بیشتر و تاثیرگذاری به مراتب عمیق تر در حال تربیت ما می باشد.

روزهای میانترم سخت نزدیک است و ناباورانه این ترم هم به طور فجیعی از غافله درس و دانشگاه عقب ماندم(شما هم مثل من ماندید پس خنده خود را متوقف کنید).هرچند همین قبل از عید بود که به سبب ترس و لرز ناشی از پایان ترم های ترم قبل با خودم و خدا و خانواده و ... عهد بستم ترم آینده کمربند همت را مقادیری قرص تر خواهم بست و با اشتیاق قدم در وادی دانش جویی خواهم نهاد.اما دریغا که اکنون جز حاله ای آرزو چیزی از آن کمربند نمی بینم.

وقتی اندکی هوشیارانه به این مساله دقیق می شوم متوجه یک ناکارامدی واضح از یک سیستم قدیمی و فرسوده می شوم.نظامی که سالهاست بر همان مبناهای قبلی استوار است و ما همانند پیکان آنقدر تولید می شویم تا آلودگی محیط زیست به حد انفجار برسد و دست اندرکاران به فکر سیستمی مادام العمر بیافتند.

ضعف های شخصیتی و میزان علایق عموم دانشجویان برای درس خواندن را با چند فاکتور مهم که در دوران تحصیل آنها از پیش دبستانی تا دانشگاه دخیل بوده می توان توجیه نمود.آمار ارائه شده در زیر تنها برای اطلاع یافتن شما بیان می شوند و نگارنده تحلیل و نتیجه گیری را به عهده شعور بیدار خواننده می گذارد :

۱)ترجیح جنسیتی :

با توجه به تاثیرات بسیار عمیق نمایان کردن ترجیح جنسیتی توسط نظامی که افرادی را از کودکی پرورش می دهد و می تواند به راحتی اطلاعاتی را در ناخودآگاه آنها ثبت کند ، برآن شدم تا این فاکتور را به صورت مشروح بررسی کنم !

جالب است بدانید از مجموع تمام عکسهای کتابهای درسی تنها در ۵٪ آنها بیش از سه زن حضور دارند در حالی که در ۵۰٪ آنها حداقل یک مرد حضور دارد.این می تواند حضور مرد به عنوان جنسیت تاثیر گذار در فعالیت های اجتماعی را به خواننده بقبولاند.از آن جالب تر از مجموع ۱۹۲۵ تصاویری با بیش از ۱ نفر تنها در ۱۵٪ آنها زنان حضور دارند.به واقع حضور مردان حدود ۶ برابر بیشتر می باشد.

این مساله تنها به تصاویر خاتمه نمی یابد بلکه تنها ۴٪ از نوشته های کل کتابهای درسی دست نبشته های زنان است و مجموعا ۷٪ شخصیتهای توصیف شده از میان زنان انتخاب شده اند.

آیا براستی زنان در طول تاریخ تا این حد مهجور بوده اند و توانایی ابراز وجود نداشته اند که حضور نبشته های انان در کتاب های درسی ما ۲۵ برابر کمتر از مردان باشد؟

در گفتمان کتاب های درسی زن به دنیا آمدن به معنای برخوردار شدن از جایگاه متفاوتی نسبت به مرد و فرودستی او در حوزه های زندگی اجتماعی اوست.نوعی ایدئولوژی جنسیتی آشکارا می کوشد تفاوت میان مرد و زن را در همه حوزه های اصلی زندگی اجتماعی و فردی مشروع جلوه دهد.

۲)استاد مداری :

تصوری که از مجموعه معلم و شاگرد در ذهن تمام دانش پژوهان کشور ما نقش بسته تصویری بسیار یک طرفه است.بدین معنا که همواره ما خودمان را در مقام افرادی بدون قابلیت خودآموزی می دانیم و منتظریم که معلم (استاد) دانش بی کران خود را اندک اندک در اختیار ما بگذارد.این در حالیست که هنوز روی جلد کتابهای قلمچی را به خاطر داریم که نوشته بود دانش بشری به چه سرعتی و به صورت نمایی در حال رشد است و موفق کسی می باشد که توان خودآموزی داشته باشد.

اما رویکرد استاد گرا و معلم مدار در کل دوران تحصیل قدرت شکوفایی و نواوری(!) را طوری از دانش پژوهان گرفته و آنان را به افرادی منفعل تبدیل کرده که دیگر با هیچ ابزار تشویقی توان انگیزش این نسل نیست.

با اندکی اغماض تمام اساتید ما از ابتدای دوران تحصیل به محض ورود به کلاس شروع به تدریس می کردند و ما همواره در نقش نگارنده هایی بودیم که درس را برای روزی که شاید خوانده شود می نوشته ایم!همواره گفته اند که درس هر روز را باید همان روز خواند اما هیچ کس اشاره نکرده که چرا استاد تنها منبع معتبر علمی معرفی شده و جزوه وی برای آموختن درس کافی است!!


پ.ن:این مقاله را قبلا نوشته بودم اما اصلاح روزنامه ای شد !

 
نوشته شده توسط بابک در 20:56 |  لینک ثابت   •