عصاره فشار و سکوت
درد دل یک جوون خسته!
2008/7/19
در حاشیه نشست ژنو
اولا این دو تا رو بخونین : لینک ایسنا و لینک نیویورک تایمز
فشارهای کشورهای دنیا خصوصا اعضای ۵+۱ شدیدا روی ایران بی زبون ادامه داره و ما همچنان روی حق مسلمون پافشاری میکنیم.در شرایطی که دو دره بازی در دیپلماسی جهانی هیچ معنایی نداره سولانا رسما بعد از نشست گفت ایرانیها نمی دونن میخوان بگن آره یا میخوان بگن نه....
فکر کنم دو تا ۶ هفته به ایران فرصت دادند که موضع رو مشخص کنه وگورنه مرحله بعدی تحریم ها روی ما اعماال میشه، در ضمن نکته جالب این نشست اخیر این بود که آمریکا برای اولین بار بعد از سالها با ایران مستقیم پای میز مذاکره نشست و این نشون میده که احتمالا خطر حمله نظامی کمی کاهش پیدا کرده!
اینا همش مهم نیست مهم اینه که الان تو این مملکت شیر ، ماست ، نون ، سیمان و خیلی چیزهای دیگه که نیازهای اولیه یک زندگی شهری هستند عملا از کمیاب به نادر تغییر ماهیت پیدا کردند
تو یک همچین شرایطی ما گیر دادیم به انرژي هسته ای ای که شاید اگر تمام کمال اماده بهره وری بشود یک شبه اقتصاد کشور را ازین رو به آنرو کند; پزشکی پیشرفت شگرف کرده و کم آبی و بحران خشکسالی فراموش شود از آن مهمتر برق همه کشور ناگهان تامین شود و دیگر هیچ روستای بدون گازی نداشته باشیم...
ما که نمی دانیم از آن هسته چه کارها بر میآید اما همه آنهایی که دارند همه چیزهای خوب را دارند پس همه چیزهای خوب اثر همان فسقل هسته پرانرژی می باشد.
ما که امیدی به این جماعت زنده کش و مرده پرست ایرانی نداریم امیدواریم شکم هایشان گشنه شود بلکه کمی شکایات قهوه خانه ایشان به اعتراضات منسجم تر تبدیل شود.
پ.ن: محتوای خبری دو لینک را خودتان مقایسه کنید.
پ.ن۲: رابطه خوبی با سیاست ندارم اما حس کردم این موضوع ریشه ای اندکی اجتماعی دارد.
پ.ن۳:چرخ مملکت به جان مادرم دیگر نمی چرخد بی خیال تحریم های بعدی شوید...
پ.ن۴: من سواد سیاسیم در همین حد بود همینه که هست می خواستی نخونی !
فشارهای کشورهای دنیا خصوصا اعضای ۵+۱ شدیدا روی ایران بی زبون ادامه داره و ما همچنان روی حق مسلمون پافشاری میکنیم.در شرایطی که دو دره بازی در دیپلماسی جهانی هیچ معنایی نداره سولانا رسما بعد از نشست گفت ایرانیها نمی دونن میخوان بگن آره یا میخوان بگن نه....
فکر کنم دو تا ۶ هفته به ایران فرصت دادند که موضع رو مشخص کنه وگورنه مرحله بعدی تحریم ها روی ما اعماال میشه، در ضمن نکته جالب این نشست اخیر این بود که آمریکا برای اولین بار بعد از سالها با ایران مستقیم پای میز مذاکره نشست و این نشون میده که احتمالا خطر حمله نظامی کمی کاهش پیدا کرده!
اینا همش مهم نیست مهم اینه که الان تو این مملکت شیر ، ماست ، نون ، سیمان و خیلی چیزهای دیگه که نیازهای اولیه یک زندگی شهری هستند عملا از کمیاب به نادر تغییر ماهیت پیدا کردند
تو یک همچین شرایطی ما گیر دادیم به انرژي هسته ای ای که شاید اگر تمام کمال اماده بهره وری بشود یک شبه اقتصاد کشور را ازین رو به آنرو کند; پزشکی پیشرفت شگرف کرده و کم آبی و بحران خشکسالی فراموش شود از آن مهمتر برق همه کشور ناگهان تامین شود و دیگر هیچ روستای بدون گازی نداشته باشیم...
ما که نمی دانیم از آن هسته چه کارها بر میآید اما همه آنهایی که دارند همه چیزهای خوب را دارند پس همه چیزهای خوب اثر همان فسقل هسته پرانرژی می باشد.
ما که امیدی به این جماعت زنده کش و مرده پرست ایرانی نداریم امیدواریم شکم هایشان گشنه شود بلکه کمی شکایات قهوه خانه ایشان به اعتراضات منسجم تر تبدیل شود.
پ.ن: محتوای خبری دو لینک را خودتان مقایسه کنید.
پ.ن۲: رابطه خوبی با سیاست ندارم اما حس کردم این موضوع ریشه ای اندکی اجتماعی دارد.
پ.ن۳:چرخ مملکت به جان مادرم دیگر نمی چرخد بی خیال تحریم های بعدی شوید...
پ.ن۴: من سواد سیاسیم در همین حد بود همینه که هست می خواستی نخونی !
نوشته شده توسط بابک
در 22:43 | لینک ثابت
•

